پشت این پردۀ سیاهی که پیش چشم ماست

دری است که رو به آفتاب باز میشود

این را کنار بزن و آنرا باز کن

 

در این نمایشگاه وحشت

پشتِ بومِ این نقاشی سیاه

سراسر سپیدی است

بوم را به روی سپیدش برگردان

 

در این برهوت خشکسالی

واحه ای و چشمۀ ابی یافت خواهد شد

کمی بیشتر جستجو کن

 

نا امیدی، گناهی است نابخشودنی

ترس و تردید، توجیه روز مرگی نمی شود